القائات راديوهاي بيگانه در 24 ساعت گذشته  
خبرگزاري فارس: فضاي تبليغي راديوهاي بيگانه طي كمتر از 24 ساعت گذشته همچنان به شدت تحت تاثير فضا و نتيجه حاكم بر مذاكرات ژنو و رودرويي سعيد جليلي و ويليام برنز(معاون سياسي وزارت خارجه آمريكا) در اين گفتگوها بوده است.    
به گزارش فارس به نقل از اداره اخبار خارجي، آنچه در اين فضا مهم‌تر از هرچيز ديگري انگاشته مي‌شود خوانش و تقريري است كه از سازنده يا غيرسازنده بودن فضاي مذاكرات و حصول يك فضاي بيناگفتماني مشترك ميان گفتمان تعليق خواه غرب به ويژه آمريكا و گفتمان غني‌سازخواهانه جمهوري اسلامي است.
به نظر مي‌رسد پيچيدگي و چندلايه بودن بسته‌هاي پيشنهاي رد و بدل شده و فضاي سنگين تفسيري و رسانه‌اي تنيده شده حول اين نشست،‌ زمينه نوعي تناقض‌روايي و تناقض گويي را چه در سطح اظهارنظرهاي واقعي و رسمي و چه در سطح تحليل‌هاي رسانه‌اي فراهم كرده است.
در اين تناقض‌گويي برخي گزاره‌ها دال بر پيشرفت سازنده و مفيد مذاكرات هستند در حالي‌كه برخي ديگر اميد چنداني به نتيجه اين مذاكرات نبسته‌اند و برخي ديگر نسبي و در چارچوب قضاياي شرطيِ "اگر...، آنگاه..." به اظهار نظر درباره چشم‌انداز حل و فصل موضوع هسته‌اي ايران كه اين روزها به شدت با آب‌شدن يخ مناسبات تهران- واشنگتن پيوند خورده است، مي‌پردازند.
بازتاب اظهارات يكي از افراطيون خارج نشين درباره برخي مشكلات نويسندگي به بهانه بررسي سخنراني وي در جشنواره مدرنيته در ايتاليا در اين زمينه، مفهوم سازي پسامدرن از صلح و امنيت و جايگاه امنيت زنان و شهروندان از اين منظر در جامعه ايراني از نظر فردي ديگر، و نهايتاً چند گزارش و تحليل درباره تاخير رييس جمهوري در معرفي قانوني وزير پيشنهادي وزارت اقتصاد و دارايي به مجلس هشتم از جمله موضوعات در خور توجه ديگري بوده است كه در كنار موضوع و جان‌مايه اصلي فضاي تبليغي(مذاكرات هسته‌اي ژنو و چشم‌انداز موضوع هسته‌اي ايران)، راديوهاي بيگانه به آن توجه و بر آن تمركز شده بود.  
تحليل گفتمان رسانه‌هاي غربي از فضا و نتيجه حاكم بر مذاكرات هسته‌اي ژنو مشحون از گزاره‌هاي ناهمگون و متضاد است: اين گفتمان از يك سو حامل گزاره‌هايي است كه معطوف به جدي‌ انگاشتن مذاكرات از سوي تهران و نرمش سياسي ايران و آمريكا (پذيرش تعليق گسترش غني‌سازي در مقابل تعليق توسعه تحريم‌ها) و در حقيقت سناريوي "مذاكره به منظور حصول نتيجه مرضي‌الطرفين" است و از سوي ديگر و به گونه تناقض‌نمايي گزاره‌هايي را حمل مي‌كند كه معتقد است طرفين ايراني- آمريكايي همچنان سناريوي "مذاكره بر مذاكره" را پيگيري مي‌نمايند و هريك بنابر دلايل داخلي نوعي "لاس‌زني سياسي" را در دستوركار خود قرار داده‌اند!! بر اساس گزاره‌هاي نوع دوم ايران به منظور مهار يا جلوگيري از گسترش نابساماني اقتصاد تحريم‌زده خود و خاموش كردن آتش جنگ رواني آمريكا(به ويژه احتمال حمله نظامي عليه تاسيسات هسته‌اي) از مذاكرات جديد در چارچوب سياست دفع‌الوقت خود استقبال كرده است. در مقابل طرف آمريكايي نيز كه در صدد تجربه كردن انتخابات رياست جمهوري آينده از يك سو حل و فصل مسائل باقي‌مانده خود در افغانستان و عراق تا پيش از پايان كار سياسي دولت بوش است، مذاكره رودرو و مستقيم با ايران را بر ساير گزاره‌هاي محتمل ترجيح داده است. در چنين فضاي غبارآلود دوگويه‌نمايي راستي‌آزمايي گزاره‌هايي مانند "تغيير موضع واشنگتن در مقابل تهران"، "عقب نشيني آمريكا در برابر ايران"،‌ "فضاي خوشبيانه ايجاد شده در فضاي تحليلي داخلي ايران" و "مبدل شدن زبان سخت تهديد آمريكا به زبان نرم سازش با ايران" در هاله‌اي از ابهام فروغلطيده است. با اين وجود برخي گروه‌هاي اپوزيسيوني با پيش فرض گرفتن و جدي انگاشتن گزاره عادي‌شدن هرچه بيشتر مناسبات تهران-واشنگتن تاثيرات مثبت آن را بر تضعيف اپوزيسيون حامي حمله به ايران(اپوزيسيون رقيب) و تقويت اپوزيسيون حامي انقلاب نرم در جمهوري اسلامي مدنظر قرار داده‌اند.
به اين ترتيب ناسازه‌هاي اين گفتمان تحليلي كه البته بخشي از آن برخاسته از فضاي ابهام‌زده و غيرشفاف مذاكرات و اظهارنظرهاي رسمي درباره آن است، در همنشيني تناقض‌آميز با يكديگر زيست مي‌كنند و به نظر مي‌رسد قدري بايد منتظر شفافيت هرچه بيشتر فضاي حاكم بر گفتگوها بود تا يكي از دو سناريوي "مذاكره براي مذاكره" و "مذاكره براي نتيجه" را جدي‌تر گرفته و بر ديگري ترجيح منطقي دهيم.  
راديوهاي بيگانه در طول حيات رسانه‌اي خود همواره كوشيده‌اند حرفه نويسنده و نويسندگي را به يك مسئله(مشكله) مبدل سازند و آنگاه درباره چرايي آن به بحث بنشينند. در حقيقت مبدل كردن يك امر عادي و روتين به يك مسئله داغ و پرمسئله يا دست كم مبدل كردن آن از يك امر كم‌دامنه به يك مسئله حاد و پردامنه، يكي از دستور كارهاي كلان رسانه‌اي راديوهاي بيگانه است. در اين راستا جايگاه نويسنده و نويسندگان در پيچ و خم دالان‌ها يا به تعبيري خوان‌هاي هفت‌گانه‌اي كه پيش روي اصحاب قلم گذاشته مي‌شود گم و گنگ مي‌شود و مجالي براي تنفس آزاد و بي‌دغدغه نويسندگان در ايران فارغ از آلودگي‌هاي سياسي،‌ اقتصادي، عُرفي و فرهنگي باقي نمي‌ماند!!  
توسيع بي‌محاباي معنا و مفهوم صلح يكي از دغدغه‌هايي است كه اين روزها برخي غربگرايان در سر مي‌پروراند. به نظر مي‌رسد اين افراد تحت تاثير ادبيات آكادميك و سياسي حجيم توليد شده درباره مفهوم‌سازي امنيت در عصر جهاني شدن و تغيير سرشت و ماهيت تهديدات پسامدرن بر آن است تا از مفهوم امنيت سلبي(امنيت و صلح به معناي نبود جنگ و تهديد عيني) به مفهوم امنيت ايجابي(امنيت به معناي وجود امنيت اقتصادي، امنيت بهداشتي- رواني،‌ مصونيت قلم و آزادي بيان و...) گذار كند.
آنچه در اين گذار اين افراد جلب توجه مي‌كند نوك پيكان انتقادي است كه وي با آن سيبل شرايط صلح و امنيت در ساختار نظام جمهوري اسلامي را نشانه گرفته است: به ادعاي اين افراد در شرايطي كه مفهوم امنيت قرن بيست و يكمي به كلي با مفهوم صلح و امنيت قرون گذشته به كلي متفاوت است، جمهوري اسلامي مي‌كوشد خود و شهروندانش را در حصار مفهومي و مصداقي امنيت سنتي نگه دارد!! از اين منظر با توجه به نبود آنچه شرايط بهينه براي اقتصاد، حقوق‌بشر، آزادي بيان و... در ايران نام‌دهي مي‌شود،‌ دايره تهديدات و ناامني‌ها عليه شهروندان كاملاً به طور موسع ترسيم مي‌گردد. و مصاديق ناامني در جامعه ايراني به طور چشمگيري افزايش و مرز ميان امنيت/ناامني و جنگ/صلح در آن كدر و تار مي‌شود.